تبليغاتX
یادداشت
 

دیروز ازسفربرگشتیم . خیلی خوش گذشت .

الناز جان ازکلاس انگلیسی آمیتیس پرسیدی . تمام  یک ساعت کلاس به فعالیت هایی مثل بازی نقاشی  شعرو گاه نمایش  می گذره و انگلیسی درقالب این فعالیت هابه طور غیر مستقیم بهشون آموخته می شه . این یک ماه اخیر بعد از تقریبا نه ماه برای اولین بار کتاب رو شروع کردند و خیلی عالی دارند پیش می رن.

من خیلی زیاد فکرم مشغوله . احتمالا دوباره برمی گردم .

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 23:31  توسط لی لی   | 

سه شنبه شب بعد ازمدت ها تونستم اون حال مبارک رو به دست بیارم و برای خودم برنامه ریزی خوبی داشته باشم . ایراد من درکارهام این بود که اگرچه جدول می کشیدم و سعی می کردم کارهایی رو ماشین وار انجام بدم اما ذهنم انسجام کامل رو نداشت . دورنمایی ازبرنامه هام در فاصله زمانی سه سال و به دنبالش برنامه ریزی سالانه و روزانه کمکم کرد که بدونم که کجا می خوام برم و چه باید بکنم و انگیزه ام رو هم چند برابر کرد . جدول کارهام متناسب با نتیجه ای که ماهانه می گیرم و براورد می کنم ممکنه تغییر کنه .

درمورد خواب بچه ها تجربه ی دوشنبه واقعا وخشتناک بود . بی نهایت خسته شده بودند . خود من هم خسابی از تاب و توان افتاده بودم و کاملا پشیمون شدم . همون خواب یک تایک ساعت و نیم بعداز ظهر که آرتمیس هم بهش اشاره کردی تقریبا تا الان در برنامه ی ما هم حضور داشت و واقعا باعث تعادل می شه . من وسوسه شدم که آمیتیس رو هم مثل آمی تیدا ساعت ۹ حداکثر بخوابونم اما الان ترجیح می دم یک ساعت دیرتر بخوابه اما درمجموع سرحال تر باشه . یک کم هم نگران بودم که سال بعد اگه مدرسه اش صبحی بعدازظهری باشه نکنه من زیادی دارم به خواب بعدازظهر عادتش می دم که درهرحال فکر میکنم به موقعش انعطاف برای تغییر داره . خود من هم باید انرژی برای کارام داشته باشم و خوب شد که دست کم تجربه کرد م و مطمئن شدم که چه باید  کنم .

برنامه ی غذایی هم درادامه ی صحبت های پست قبل خواهد بود اما قطعا باید بنویسم و جدول بکشم تا میزان خورد و خوراک از دستم درنره .  می بینم که وقتی به کارهای دیگه و اهداف دیگه هم تمرکز می  کنم کمتر به ترازو گیر می دم . صبح ۵ شنبه می ریم شمال . سفر چند روزه و یک شنبه برمی گردیم . امروز و امشب دیگه فرصت نمی کنم بیام اینجا . سعی می کنم ۵ شنبه آپ کنم و بنویسم چه ها کردم .

کتاب ارزش های زندگی  کاری از موسسه کودکان دنیا رو دارم می خونم . فصل یک اختصاص داده شده به مفهوم شادی . معنای اون درک اون  وکمک به کودک برای درک این مفهوم و تمرین هایی که غیر مستقیم برای نهادینه کردنش ارائه شده . خود ما بهش فکر کردیم ؟ چند جمله فقط :

شادی یکی از اصول و ارزش های زندگی است . بدون شادی ، هیچ یک از امکانات و یا موفقیت های زندگی دلنشین نیست .اگر همه ی دنیا را هم داشته باشیم ولی ازشادی غافل باشیم هرتملک و یا خواسته ای سخت و غذاب آور است ...

من امروز  خیلی بهش فکر کردم . نهادینه کردن یک سری ارزش ها کار راحتی نیست . باید تمرین کرد و مدام به خود یاد آوری کرد . باید مهم باشه برای آدم . برای مهم نبودنش بی نهایت دلیل هست . اما این روزهای زندگی ماست که داره می گذره ...با همین تاریخ و مردم و مقطع زمانی مون .شادی همیشه وجود نداره . باید یاد گرفت که شاد بود و شادی رو  منتقل کرد . با ساختن لحظه های خوب ، با حرف ها و رفتارمان ، با اخساس خوب ازخود داشتن ، توانایی دوست داشتن خود و دیگران و لذت بردن از زندگی ...

و البته تا این مفاهیم به زندگی من نیاد ، به زندگی بچه هام هم نخواهد اومد .

مرسی ازالهام که این کتاب رو به من معرفی کرد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 13:50  توسط لی لی   | 
 

باید یک تغییراتی بدم تا بهتر بتونم از وقتم استفاده کنم . ساعت خواب بچه ها با هم جور نیست من هم  تمام وقتم به امورات این دو کوچولو و خونه می رسه تازه بازهم کم میارم و به خیلی کارها نمی رسم شب ها که میام به خودم برسم خیلی وقت ها باز هم اون طور که باید نمی شه یعنی یا خیلی خسته ام و اگرچه چشمام بیداره اما راندمان ندارم یا آمیتیس هم که می بینه من بیدارم قید خواب و می زنه ...از غرزدن بگذرم . دارم آزمایش می کنم اگه بعداز ظهر نخوابه شب شاید کمتر به کوچکترین صدایی حساس باشه و زودتر بخوابه البته معنیش اینه که من هم نخوابم و معنی دیگه اش اینه که آمی تیدا هم کمتر بخوابه و اینا یعنی این که وقتی ساعت بشه ۶ عصر دو موجود خسته و بهانه گیر خواهم داشت و کلی کار.باید ببینم چه کنم بهتره . دست کم اگه از۱۰ شب به بعد ش مال من باشه تا ساعت خوابم دوسه ساعت مفید دارم که بشه کاری کرد .

باید یک سری کارها مثل پخت و پز رو هم شب ها بندازم . تو فکرم یک آرام پز بخرم به نظرم کمک خوبیه .غذارو میذاری توش و می ری سراغ کارات و یادت می ره .وقتی هم بیای سراغش نه تنها نسوخته که خوب هم جا می افته . عوضش روزها رو بیشتر با خودشون صرف کنم . اینقدر روزها سریع می گذرند که من یه وقت هایی هول می شم که چقد راین ها زود دارن بز رگ می شن . خب لازم نیست پرفکت باشم اما دست کم یه کارهایی هرروزبکنم. قصد دارم سفارش یک سری کتاب و نرم افزار آموزش فرانسه به کودک رو بدم و هفته ای یک بار با آمیتیس فرانسه کار کنم . انگلیسی درکمال تعجب من عالی داره پیش می ره . با این که سال گذشته وقتی آمیتیس سه سا ل و نیم بود شروع کردیم و من اولش اصلا میلی نداشتم و فکر میکردم نیاز نیست و تا ۶ سالگی باید آموزش ها غیر مستقیم باشه و ...که معلمش و شیوه ی کارش واقعا تاثیر گذاربود و نظرم رو عوض کرد . البته باز هم غیر مستقیم هست و کلاس تمامش با بازی است و ...به نظرم ظرفیت یاد گیری این کوچولو ها خیلی زیاده و من گاهی احساس می کنم واقعا ظرفیتم کمه و ایکاش بیشتر براشون وقت و انرژی می ذاشتم . دست کم کارهایی که می تونم بکنم .

وزن من این دو روز حول ۶۹ دور می زنه . به نظرم بهش گیر ندم و کار طبیعی ام رو بکنم . تو این فکر م که کلا این ذهن رژیم رو فراموش کنم و به جاش به یک زندگی طبیعی و انتخاب های خوب فکر کنم و هفته ای یک بار سه شنبه ها وزن کنم . البته تا الان هم سعی ام این بوده که اینطوری فکر کنم اما گاهی من هم مثل همه مون وسواس وزن رو پیدا می کنم .یه حرفی "یه دوست " عزیز خطاب به صبا نوشنه بود که از همون روز تو گوشم زنگ می زنه . مسئله کاهش وزن نیست مسئله نو ع برخوردمون با غذا است مسئله خوردن احساسی است مسئله از بین بردن حرص و ولع نسبت به غذا است ...و بازهم یاد نوا ی عزیز می افتم که چقد رخوب به مسئله ی کاهش وزن نگاه کرده بود وقتی به جای تاکید برانواع رژیم یک سری تغییرات کوچک شدنی در سیستم پجت و پز خونه و انتخاب های بهتر داد و شام هاش رو از نوع سبزیجات وسالاد و سوپ کرد یعنی همون شام های سبک و به وزن ایده آلش هم رسید .اینا درسه برام ...

فعلا

پ.ن . الناز چان پس رفتی مشهد ؟ خب دوره ی جدیدی رو داری می گذرونی و فکر کنم یه دفعه دست تنها شدن خیلی برات سخت باشه . اما خوبیش اینه که آرشیدا به نسبت بزرگ تر شده و هرچی هم که می گذره مستقل تر می شه و تو مسائلت کمتر . امیدوارم روزهای خوبی داشته باشی . من فقط از همین طریق باهات در تماسم. ایمیلت که عوض نشده ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 13:44  توسط لی لی   | 
 

من معمولا شب ها بعدازاین که از امورات زندگی روزمره ام فارغ می شم میام پای کامپیوتر و وبلاگو همون موقع به روز می کنم. دیشب نتوستم وامشب هم  واقعا به سختی این کارو کردم . سرعت خیلی کمه و وبلاگم به سختی باز می شه و وبلاگ های دیگه  رو هم اگه بتونم باز کنم ،کامنت گذاشتنش دیگه کلی ماجرا داره ...

فقط یک گزارش ساده : وزن روز ۶۹.۴

بین ۶۹.۲ تا ۴ تغییر می کنه من بیشترین رو نوشتم . خیلی عجله ندارم . به انتخاب ها م فکر می کنم سعی می کنم بهترین انتخاب رو داشته باشم . شب ها سبک تر می خورم . هیچ وقت گرسته نمی مونم شده با شیر کم چربی و بیسکوئیت جو آخر شب ها اگه لازم باشه . دیشب هم مهمانی بودیم . از هرچی دلم خواست خوردم اما کم . انتظار داشتم امروز به همین خاطر وزنم بیش تر باشه اما خوشبختانه اینطور نبود .

امیدوارم فردا سرعت بهتر باشه و من بتونم جدول بکشم و بیشتر بنویسم .

آرام جان نتونستم برات کامنت بگذارم . خیلی تبریک می گم .

آرتمیس جان  اگه اینترنت سرعتش خوب باشه و به من اجازه بده میام و اون رزیم دکترم رو برات می نویسم .

متاسفانه موفق نمی شم برات کامنت بگذارم همین جا برات می نویسم :

نکات اصلی رژیم رو می نویسم :
صبحانه 60 گرم نان + ...(متنوع )
ن 13 ق برنج یا 60 گرم نان +...
ش 50 گرم نان +...

درروز 4 واحد قند یا خرما
500گرم میوه هجات که یک سوم آن بهتر ا ست صبحانها  میل شود
4 ل شیر یا ماست
روزی  نمی ساعت پیاده روی

+ مکمل ها : شیر افزا (از داروخانه طبق بروشور )
سیاه دانه ( یک ق چ از آن را با یک کاسه ماست مخلوط کرده هرشب میل کنید )
عصر ها یک کف دست نان و پنیر یا دو بیسکوییت ساقه طلایی
قطره نعناع : 5 قطره در یک استکان آب وسط وعده های غذا جهت جلوگیری از نفخ
+ پری ناتال + ویتامین ای یک روزدرمیان + کلسیم دی یک روزدرمیان
 من البته آهن هم دکتر زنانم داده بود و می خوردم
200 گرم سالاد هم با وعده غذایی ناهارم داشتم
شام ها هرشب یکی از این ها بود که به ترتیب شنبه می نویسم :سوپ رشته 2 ل / خوراک عدسی یک ل و سالاد معمولی / خوراک لوبیا چیتی+ سالاد / نان و پنیر و دو مغز گردو / دو ل سوپ جو / ماست خیار شامل ماست یک ل خیار سه عددد متوسط کشمش یک ق غ و نعناع یک ق چ
مقدار نان رو هم که اون بالا نوشتم
موفق باشی

تاکید زیاد داشت که در دوره ی شیر دهی نخواهید که زود و سریع کم کنید بچه اذیت می شه .و این نمونه رژیمی بود که برای دفعه اول به همه می داد .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 0:53  توسط لی لی   | 
 

وزن روز                                                                                            
ناشتا
ص
م تدریجی  
ن  
م تدریجی  
ش     
قبل از خواب
مکمل ها
مایعات بدون کافئین
ورزش -فعالیت
گوش دادن به بدن  

 
ساعت خواب شب قبل                                                    
ساعت بیداری صبح
رسیدگی به خودم :زیبایی ، مراقب، ..
رسیدگی به بچه ها / مکمل هاشون

 

مطالعه
سی دی های دکتر هولاکویی
زبان فرانسه
زبان انگلیسی
ترجمه
فیلم
نگارش
روزنگاری بچه ها / فیلم و عکس روزانه
سر زدن به دوستان مجازی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 1:42  توسط لی لی   | 
وزن روز      ۶۹.۴                                                                                       
ناشتا دو ل آب
ص  دو کف دست نان سنگگ - کمی پنیر - دو ونیم گردو - یک ق چ عسل  - نصف ق چ کنجد
م تدریجی  نصف سیب - دو بیسکوئیت متوسط
ن   نصف بشقاب ماکارونی - یک سیب زمینی آب پز
م تدریجی  یک بیسکوییت جو نازک - یک ل کافی میکس
ش      یک کاسه کوچک ماست -دو تکه جوجه کباب - دو بند انگشت ته دیگ - یه کوچولو ماهی و سبزی داخلش - یک ق سالاد سینه ی مرغ و جعفری
بعدازشام   یک کاکائو کوچک - دو خرما خشک -دو بیسکوئیت متوسط
مکمل ها پری ناتال
مایعات بدون کافئین یادم نمیاد.حداقل ۸
ورزش -فعالیت
گوش دادن به بدن تقریبا تمام روز

 
ساعت خواب شب قبل  ۱۰.۳۰ - ساعت ۱۱ بیدارشدم خوابم نبرد تا یک -بعدش با قرص  خوابیدم                                                     
ساعت بیداری صبح ۱۰.۳۰
رسیدگی به خودم :زیبایی ، مراقب، .. صورت ناخن مو
رسیدگی به بچه ها / مکمل هاشون

آمیتیس : هدایت غیر مستقیم/شعرگروهی

آمی تیدا : بازی های دست ورزی (ماکارونی +ماست )/کتاب

مطالعه کلیدهای ...
سی دی های دکتر هولاکویی -
زبان فرانسه -
زبان انگلیسی -
ترجمه -
فیلم -
نگارش -
روزنگاری بچه ها / فیلم و عکس روزانه -
سر زدن به دوستان مجازی +

 هوم ! امروز به ادامه ی کارهای دیروز و رفع خستگی و شب هم یک مهمانی عالی گذشت . امروز رو روز استراخت فرض می کنم .

وازن امروز عجیب بود . اولش ۶۹ بودم چند بارهم چک کردم ۶۹ درست بود کلی ذوق کردم .رفتم به سراغ کارهای خونه این وسط دول آب هم البته خوردم .دوباره رفتم رو ترازو بودم ۶۹.۴ دیگه همین رو ثبت کردم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 1:36  توسط لی لی   | 
 

وزن روز  ۶۹.۵                                                                                           
ناشتا دو ل آب
ص یک بند انگشت نان و کمی پنیر خامه ای - دو دونه انگور           
م تدریجی   یک ل چای
ن   یک بشقاب ماکارونی چند ق ماست
م تدریجی  یک ل شیر یک بیسکوئیت جو نازک
ش     نصف بشقاب ماکارونی چند ق ماست
قبل از خواب  دول شیر چند مویز یک گردو
مکمل ها -
مایعات بدون کافئین یادم نمیاد - حداقل ۸
ورزش -فعالیت مهموندار ۵ بچه ی پرانرزی بودم آها آمی تیدا رو یادم رفت .این آخری انرزیش از اون ۵ تا بیشتره .
گوش دادن به بدن  از صبح تا وقت ناهار اصلا نشنیدمش .یعنی گرسنه بودم اما نمی دونستم

 
ساعت خواب شب قبل       ۲                                                  
ساعت بیداری صبح ۸.۳۰
رسیدگی به خودم :زیبایی ، مراقب، .. -
رسیدگی به بچه ها / مکمل هاشون

 

مطالعه
سی دی های دکتر هولاکویی
زبان فرانسه
زبان انگلیسی
ترجمه
فیلم
نگارش
روزنگاری بچه ها / فیلم و عکس روزانه
سر زدن به دوستان مجازی

 امروز همه ی مامانا بهم گفتن که چقدر لاغرشدم و جمع شدم ...من هم کلی ذوق کردم . خونه الان مثل صحنه ی جنگه . اون دونا وروجک هم فعلا شهید شدن ...من هم فکرکنم برم استراحت کنم یه کم و برگردم سرزندگی .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 1:25  توسط لی لی   | 
 

وزن روز      ۶۹.۶                                                                                       
ناشتا یک ل آب
ص یک ونیم کف دست نان سنگگ - خیلی کم پنیر خامه ای - یک گردو - یک کوچولو کره نصف ق چ عسل - یک ل چای
م تدریجی  آب - نصف سیب
ن   ۶ق برنج - کمی قورمه سبزی - چند ق ماست
م تدریجی  یک بیسکوییت جو نازک - یک ل کافی میکس
ش     یک ل لوبیا- یک کاسه کوچک ماست - نصف کف دست نان
قبل از خواب دو ل شیر
مکمل ها -
مایعات بدون کافئین ۸
ورزش -فعالیت ۴۵ دقیقه پیاده روی با سرعت متوسط
گوش دادن به بدن تقریبا تمام روز

 
ساعت خواب شب قبل  ۳                                                        
ساعت بیداری صبح ۹
رسیدگی به خودم :زیبایی ، مراقب، .. -
رسیدگی به بچه ها / مکمل هاشون

آمیتیس : هدایت غیر مستقیم/شعرگروهی

آمی تیدا : بازی های دست ورزی (غذا+ماست )/شعر گروهی

مطالعه کلیدهای ...
سی دی های دکتر هولاکویی -
زبان فرانسه -
زبان انگلیسی -
ترجمه -
فیلم -
نگارش -
روزنگاری بچه ها / فیلم و عکس روزانه -
سر زدن به دوستان مجازی +

 امروز خیلی کار داشتم .فردا چند تا از دوستای آمیتیس با ماماناشون میان خونه مون . این برنامه ایه که خودمون چیدیم . یعنی انتخاب شده است . همه شون مامانای گلی هستند که من تو یک سری کلاس های خاص باهاشون آشنا شدم و بعد این اواخر تصمیم گرفتیم که این برنامه های هفتگی رو برای بچه ها راه بندازیم . بچه ها چند ساعتی با هم هستند . این وسط یک ساعتش رو معلم انگلیسی شون میاد و کلاس انگلیسی دارند .بعد بازی می کنند و ناهار می خورند و بازی می کنند و بعد می رن . این مهمونی ها خیلی بهشون خوش می گذره . بین مامان ها هم تجربه ها ودیالوگ های خوبی ردوبدل می شه . همه شون اهل مطالعه ان و بچه شون اونقدر براشون مهم هست که براشون وقت و انرژی و عشق بگذارند . باوجود آمی تیدا کار من یک کم سخت تره . یعنی همه چی کند تر پیش می ره . خلاصه که امروز درگیر یک سری امورات مربوط به خونه و بچه و مطبخ بودم و نتونستم به کارهای دیگه ام برسم .

راستی ، حالم بهتر شده . امیدوارم چند روز آینده بهتر هم شم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 0:31  توسط لی لی   | 
 

وزن روز  ۶۹.۵                                                                                          
ناشتا یک ل آب +آب یک لیمو شیرین
ص دول آب جوش +کمی آب لیمو ترش و یک ق چ عسل
م تدریجی  یک تخم مرغ آب پز+یک چهارم سیب                                                                        
ن   دو سیب زمینی +یک چهارم سینه ی مرغ تفت داده شده با یک ق غ روغن + یک کاسه کوچک ماست + یک بشقاب سالاد کلم +بروکلی +گوچه +خیار +هویج و آب لیموی تازه و یک ق غ روغن زیتون
م تدریجی یک ل نسکافه آماده +یک شکلات کوچک + یک موز+نصف ل شیر
ش    ۶ ق هویج پلو بدون روغن با یک کاسه کوچک ماست
قبل از خواب دو ل شیر +دو بیسکوئیت جو نازک
مکمل ها مولتی ویتامین - آهن - ویتامین ای
مایعات بدون کافئین ۸
ورزش -فعالیت تمام روز مشغول کارهای عقب مانده ی خونه که خیلی سختم می اومد انجام بدم و فقط هم خودم باید انجام می دادم مثل مرتب کردن کمد و دور ریختن وسایل اضافه و پاکسازی وسایل و...
گوش دادن به بدن امروز خیلی گرسنه می شدم . میان وعده های تدریجی خیلی کمکم کردند . تقریبا هربار خیلی آروم غذا خوردم .

 ساعت خواب شب قبل : ۲ (تا صبح دست کم ده بار دخترک بیدارم کرد که شیر بخوره )

ساعت بیداری :۹.۳۰

رسیدگی به خودم : زیبایی - مراقبت و...  ناخنم شکست .حیف تازه رفته بودم ویتامینه و مانیکور .مجبورم دوباره همه رو کوتاه کنم + صورت و ابرو
رسیدگی به بچه ها آمی تیدا :تمرین آگاهانه ی کلمات روزمره به صورت تنها و مفهومی + بازی های دست ورزی (سس و سیب زمینی ) ماژیک و وایت برد
مطالعه کلیدهای برخورد باکودک  ۴ ساله
سی دی های دکتر هولاکویی -
زبان فرانسه +
زبان انگلیسی
ترجمه -
فیلم -
نگارش احتمالا آخر شب

 دیشب خیلی بد خوابیدم . گلو م درد می کرد .سقف دهنم چند روزیه که آفت زده و دیشب خیلی اذیتم می کرد . آمی تیدا هم تا صبج یا شیر می خواست یا بغل مامی رو . صبح گیج بودم .الان که آخر شبه تعجب می کنم چطو ربه این همه  کارهای روزرسیدم .صبج محال بود انگار . درواقع چند روزیه که حالم خوب نیست و خیلی بی حس و سستم . به نظرم از کم خوابی و شیرخوردن زیاد بچه باشه. شاید هم به خاطر گلی خانوم. اماازعصر که آقای همسر بچه ها رو برد بیرون و من تقریبا دوساعتی فقط خودم بود، خیلی بهتر شدم. واسه همین شک کردم شاید بیشترش روحیه و نیاز به کمی خلوت .درهر حال ، اگه این سستی ادامه پیدا کنه حتما می رم چکاپ.

خوشحالم که با وجود تمام بهانه های واقعی ،  سعی کردم روز خوبی داشته باشم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 0:18  توسط لی لی   | 
وزن روز   ۶۹.۸                                                                                          
ناشتا یک ل آب
ص ۰ ۳گرم نان کمی پنیر کم چرب دو گردو نصف ق چ کنچد نصف ل چای یک ق چ عسل
م تدریجی   یک ل شیر                                                                        
ن   ۶ ق برنج یک بشقاب سالاد شامل کاهو کلم گوجه خیاربروکلی یک کاسه کوچک ماست -نصف ل دوغ
م تدریجی یک ل چای یک بیسکوئیت نازک چو نصف یک بسته بیسکوئیت مادر یک موز
ش    دو بند انگشت کوکوی مرغ یک کاسه ماست نصف کف دست نان
قبل از خواب  یک ل نسکافه (می خواستم بیدار باشم و به کارهام برسم . زیادجالب نیست اما مجبورشدم ) دو کاکائو کوچک - قبل از خواب یک ل شیر می خورم
مکمل ها مولتی ویتامین - آهن - ویتامین ای
مایعات بدون کافئین ۶
ورزش -فعالیت نیم ساعت پیاده روی صبح - نیم ساعت عصر - یک ساعت پیاده روی خرید
گوش دادن به بدن بعداز ظهر موقع خوردن بیسکوئیت مادر داشت از دستم درمی رفت که به خودم اومدم . بقیه روز عالی بود .

 ساعت خواب شب قبل : ۲

ساعت بیداری : ۸صبح

 
رسیدگی به خودم : زیبایی - مراقبت و...  پوست -  ناخن            
رسیدگی به بچه ها آمیتیس : پیاده روی - گپ - سنجش بینایی
مطالعه کلیدهای برخورد باکودک  ۴ ساله
سی دی های دکتر هولاکویی می خوام گوش بدم
زبان فرانسه +
زبان انگلیسی امروز لازم نیست
ترجمه -
فیلم -
نگارش +

 

شست درصد هم کارهام رو پیش ببرم راضی ام .

می دونم که این جدول ها کمکم می کنند .

ساعت ده شب - به به ! چه روز خوبی بود امروز ! خوشحالم . خدای من ! شکر!

 تکمیل روزبعد . سی دی دکترهولاکویی رو گوش ندادم . ویتامین ای هم یادم رفت.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 1:24  توسط لی لی   |