|
وزن روز |
شنبه ۷۱.۲۰۰ |
یک شنبه ۷۱.۴۰۰ |
دوشنبه ۷۱.۲۰۰ |
سه شنبه ۷۱.۲۰۰ |
چهارشنبه ۷۰.۸۰۰ |
پنج شنبه ۷۰.۴۰۰ |
جمعه ۷۰.۸۰۰ |
| ناشتا | یک ل آب یک سیب کوچک | یک ل آب | یک ل آب | دو ل آب | یک ل آب | - | سه ل آب - چند گیلاس |
| صبحانه | دو کف دست نان کمی پنیر یک گوجه و یک خیار یک گردو یک ل چای یک ق چ عسل | دو کف دست نان کمی پنیر یک گردو یک ل چای یک ق چ عسل -یک کاکائو تلخ خیلی کوچک | نان سنگگ کمی پنیر خیارگوجه یک ل چای یک ق چ عسل | دو کف دست نان کمی پنیر یک گردو یک ل چای یک ق چ عسل | نان پنیر یک گردو یک ق چ خامه یک ق چ عسل یک ل چای شیرین شده با یک ق چ عسل | نان و پنیر یک گردو یک ل چای یک ق چ عسل | نان و پنیر و یک گردو یک ل چای یک قند کوچک |
| م | یک هویج یک ل آب | - | یک ل چای یک ق چ عسل | یک سیب یک خیار | یک سیب نصف ل چای تلخ | - | چند گیلاس |
| ناهار | ۱۳ ق هویج پلو یک پیاله کوچک ماست سبزی خوردن -بعداز ناهار : چند گیلاس یخی | ۱۳ ق هویج پلو کمی ترشی | ۱۳ ق برنج کمی قیمه - نصف ل دوغ - کمی جوانه | ۸ ق برنج کمی قیمه دو کف دست نان یک برش کوکو سیب زمینی یه ذره ترشی | یک بشقاب ماکارونی کمی ترشی | خوراک کدو و تخم مرغ با یک کف دست نون - ۶ ق عدس پلو سبزی خوردن | ۱۳ ق برنج قورمه سبزی یک کاسه کوچک سالاد شیرازی یک ل دوغ خانگی |
| م | یک کف دست نان خیلی کم پنیر یک خرما یک ل چای - یک سیب کوچک دوسه دونه انگور یخی دوسه دونه گیلاس یخی | نصف یک بسته چوب شور آمیتیس- دو سه دونه چاکاچاک (اسنک ذرت و پنیر)- چند گیلاس و انگور یخی یک ل چای | خاگینه | یک ل چای یک نقل کوچک- دو کف دست نون و یک برش کوکو | دو کیک یزدی که خودم پختم یک ل چای |
یک ل شربت یک شلیل |
یک شلیل یک ل چای یک شکلات کوچک |
| شام | دو نان ساندویچ کوچک تو خالی کمی قارچ تفت داده شده با کمی روغن زیتون + کمی جوانه شبدر خیارشور و گوجه | یک کاسه متوسط عدسی* و چند ق ماست | یک ل شیر | یک پیاله کوچک ماست خیار | یک پیاله کوچک ماست خیار | نون و پنیر و گوجه یک ل چای یک قند | یک بشقاب سالاد نصف بشقاب ماکارونی |
| بعدازشام | یک ل شیر | - | یک و نیم ق غ خامه شکلاتی | احتمالا یک ل شیر | یک تخم مرغ آب پز | یک سیب کوچک | یک برش بزرگ کیک پنیر |
| مکمل ها | پری ناتال - آهن - کلسیم | پری ناتال - آهن | پری ناتال - آهن | پری ناتال - آهن | - | - | - |
| آب | ۶ + یک ل شیر | ۶ | ۶ | ۶ | ۶ | ۶ | نمی دونم |
| ورزش | یک ساعت پیاده روی خانوادگی | - | - | نیم ساعت پیاده روی | - | - | نیم ساعت رقص |
| خوشحالم به خاطر | - | شب و بعدازشام به هرقیمتی بود خودم روکنترل کردم .هربار دلم هله هوله می خواست آب خوردم | - | - | شام سبک | - | - |
| توضیحات | - | - | این خامه شکلاتیه بدجوری چشمک می زد . | - | قرار نبود تخم مرغ بخورم اما چون ضعف کردم و خیلی گرسنه بودم خوردمش | - |
امروزکلا خسته و دپرس بودم . هم ناهار و هم شام مهمانی بودیم . امروز می خواستم کمی راحت تر باشم . کیک پنیر رو خودم با کمال میل برای خودم خریدم و به خونه که برگشتیم خوردم . تو مهمانی حواسم بود . |
شنبه - هیچ هدفی درکار نیست . روان و سیال ادامه می دم .
من آخرشب طاقت نیاوردم و رفتم یک ل شیرکاکائو و یک موزکامل و یک کف دست نون و پنیر خوردم . البته بازهم گرسنه بودم . انگار این قارچه برای شام کافی نبود یا من امروز گرسنه تر بودم .
یک شنبه - این عدسی با عدسی های معمولی فرق می کنه به نظرم یک کم شبیه آشه وبرای من تنوع طلب چیز خوبیه و بقیه هم خوششون اومد . ترکیباتش : عدس قرمزیا همون دال عدس تقریبا سه مشت - نصف یک استکان برنج - یک چهارم فلفل دلمه رنده شده - اولش باخیلی کم روغن تو این قابلمه های چدنی که روغن زیادی نیاز ندارند پیاز رو تفت دادم و زردچوبه زدم و بعد دال عدس و برنج رواضافه کردم و آب به میزان کافی ریختم بعدفلفل رنده شده هم بهش اضافه کردم و نمک و فلفل زدم و گذاشتم بپزه و جابیفته درآخر گشنیز خرد شده روش ریختم . به نظرم اگه درصورت غیر رژیمی کمی کوفته قلقلی هم درست کنیم و تو روغن یک تفتی بدیم وبریزیم تو ش خوشمزه تر می شه . درضمن این عدسی خیلی زود آماده می شه .
دوشنبه - عصر می خوایم بریم پارک با بچه ها و دو دوست دیگه - به آمیتیس قول دادیم بریم بادبادک هوا کنیم . شام می خوام برای بقیه ساندویچ درست کنم برای خودم فکرکنم نو ن و پنیرساندویچ کنم شاید هم کمی از ساندویچ شون خوردم نمی دونم فعلا . به جای تنقلات هم میوه می خورم . سعی می کنم با آمی تیدا بریم پیاده روی .خوبی کالسکه اینه که یک جاهایی واقعا انرزی دوبل ازم می بره . سعی می کنم استفاده کنم و حسابی تحرک داشته باشم .
***
متاسفانه نشد همه باهم بریم . فقط آمیتیس و باباش رفتند .
سه شنبه - امروز صبح وزنم کمتر نشون می داد . یعنی بین ۷۰.۹ و ۷۱ دور می زد یک بار اومد رو ۷۱.۲ من هم از ترسم همین بیشتره رو نوشتم .
چهارشنبه - یک میان وعده ی خوب بعدازظهر یا عصر باعث می شه که نه تنها وقت شام بلکه تا آخرشب هم بتونم خوب خودم روکنترل کنم . نمونه اش دیروز .
جمعه - ارزیابی :
میزان کاهش وزن : نیم کیلو البته اگر وزن امروز کاذب نباشه .
|
وزن روز |
شنبه ۷۲.۳۰۰ |
یکشنبه ۷۲ |
دوشنبه ۷۲ |
سه شنبه ۷۱.۶۰۰ |
چهارشنبه ۷۱.۶۰۰ |
پنج شنبه ۷۱.۸۰۰ |
جمعه ۷۱.۳۰۰ |
| ناشتا | یک ل آب -یک سیب کوچک | یک ل آب -یک هویج | - | یک ل آب | یک ل آب | یک ل آب -چند گیلاس | یک ل آب |
| صبحانه | خاگینه یک ل چای | دو کف دست نان سنگگ کمی پنیر چند پر ریحان و نعنا -یک خرما یک ل چای | نان و پنیر و چای شیرین | نان و پنیر و چای و یک خرما یک گردو | یک ل چای یک ق چ عسل | دو کف دست نان یک ق چ خامه نصف ق چ عسل - یک کوچولو پنیر یک ل چای | نان و یک نیمرو یک ل چای یک خرما |
| م | - | یک زرد آلو -یک ل چای یک نقل کوچک - یک سیب کوچک | یک سیب | یک بیسکوئیت ساده ی کوچک یک ل چای | یک ل چای یک ق چ عسل - نصف هلو | - | یک ل شربت پرتقال یک شیرینی دانمارکی کوچک |
| ناهار | دو ل ماکارونی - کمی ترشی | ۱۳ ق لوبیا پلو کمی ترشی سبزی | ۱۳ ق چلو گوشت چند ق ماست سبزی | ۱۳ ق چلو گوشت چند ق ماست سبزی یک لیمو ترش رو غذا | ۷ ق برنج کمی گوشت مرغ یک کف دست نان دو برش کوکو سیب زمینی یک کاسه ماست خیار چند پرسبزی | ۱۳ ق برنج - صدگرم گوشت مرغ سبزی خوردن یک ل دوغ خانگی | ۱۳ ق برنج یک چهارم سینه ی مرغ سالاد با یک ق چایخوری تقریبا سس - یک ل نوشابه |
| م | یک ل چای سه خرما آغشته به کمی ارده | یک ل چای نصف ق چ عسل - ۷ گرم بیسکوئیت جو - یک زرد آلو | یک کوچولو خاگینه یک ل چای - یک برش طالبی | یک ل چای - یک کف دست نان فطیر | یک برش نازک کیک خانگی یک ل چای | یک برش نازک کیک خانگی یک ل چای هرازگاهی چند دانه انگوریخی -یک ل نسکافه بدون شکر | چند گیلاس یک هلو یک ل چای |
| شام | یک کاسه آبدوغ خیار یک کف دست نان | نصف کاسه -دو کف دست نان -پنیر سبزی یک خرما | نان و پنیر و سبزی درحد سیرشدن - یک خرما یک ل چای - |
یک ل شیر |
دو کاسه متوسط سوپ جو | قبل از شام : دوسه انگور یخی و دو گیلاس یخی -دو گازکوچک از ساندویچ همبرگر آمیتیس - یک ل شیر دو بیسکوئیت جو | |
| بعدازشام | یک ل شیر یک خرما یک قطعه کوچک جو | یک ل شیر دو خرما | یک ل شیرکاکائو آماده | یک کف دست نان و یک ورق ژامبون - دو نقل کوچک | چند بار دانه های انگور یخی دوسه گیلاس یخی | ||
| مکمل ها | پری ناتال -آهن | پری ناتال - آهن | - | - | - | - | |
| آب | ۶ | ۹ | ۶ | نمی دونم | نمی دونم | نمی دونم | |
| ورزش | نیم ساعت پیاده روی | - | نیم ساعت پیاده روی | - | نیم ساعت پیاده روی | - | |
| خوشحالم به خاطر: | شام رو سبک خوردم -تمام روز میل به خوردن داشتم | - | میل زیادی به خراب کردن داشتم خوشحالم که کاری که باعث پشیمونی بشه نکردم . شام بقیه ساندویچ و سیب زمینی خوردند من نون و پنیر . | امروز بیشتر رعایت کردم |
کاملا معلومه که امروز مهمانی بودم و خوشحالم که تا حدودی رعایت کردم ۰ شب با اینکه تا تقریبا ۵ صبح بیدار بودم دیگه غیراز آب چیزی نخوردم | ||
| توضیحات | وقت شام یک خبر خیلی خوب درباره ل . و کلی غیر منتظره - اینقدر هیجان زده شدم که لقمه ازگلوم پایین نمی رفت . دراوج ناامیدی انگار معجزه ای رخ داده بود . شام نتونستم بخورم . ساعت از ۱۱ هم گذشته بود که گرسنگی به سراغم اومد .به خاطر همین شام امشب دیرتر از همیشه بود . | امروز عصرنوبت دندون پزشکی دارم . بی نهایت از این امورات مربوط به دندون متنفرم . کلافه ام . زودتر برم و برگردم | تمام روز بی وقفه کار داشتم . همش درحال دویدن . شب سرگیجه داشتم با قرص خوابیدم |
یک شنبه - بالاخره بعداز چندروز وزن من یک تکونی به خودش داد . عدد بین ۷۱.۸ تا ۷۲ تغییر می کرد . من بیشترینش یعنی ۷۲ رو ثبت کردم .
*
با این بدن شوخی بی جا نکنید . دست کم نگیریدش . نادیده نگیریدش . با مهربانی ، نظم و برنامه ، می شه کارهایی کرد . برام جالبه که به نظرم می رسه که انگار دارم تقلب می کنم . چون بهتراز روزهایی که به نظرم می اومد رژیم دارم ،دارم نتیجه می گیرم. به نظرم دارم واقعااز شر "ذهنیت رژیمی " راحت می شم . اگر ذهنیت ام رژیمی بود باید بارها درهفته ی گذشته از زیاد شدن یک وعده ی غذایی می ترسیدم ازمهمانی رفتن می ترسیدم ازهمه ی وقت هایی که دلم چیزی خواست و کمی ازش خوردم می ترسیدم باید بی اعتماد بودم و یک کاری میکردم :ورزش دوبل، حذف یک وعده ی غذایی یا دست کم شکنجه ی خودم و راحت ترین کار نالایق دونستن خودم .
دیروز که خاگینه رو برای آمیتیس پختم بدجوری بوش پیچیده بود و هوس انگیز بود . وقتی خوردم کمی نگران شدم اما به خودم گفتم برنامه ی روزم سرجاش خواهد بود .حتی اگر کمی هم زیاد شده باشم این تعیین کنند ه نیست و با رعایت های بعدی جبران می شه . و برنامه رو طبق روزهای قبل ادامه دادم . با این که حال نداشتم پیاده روی خانوادگی مون رو انجام دادیم و سعی کردم کالسکه ی آمی تیدا رو حتی تو مسیرهای سربالایی خودم ببرم . صبح هم بدون انتظار خاصی رفتم رو ترازو . مثل گذشته نترسیدم . ازترازو نترسیدم و فرار نکردم . از خودم فرار نکردم . آره این جدیده . از خودم ، نیازهام ، حس هام ، هوس هام نمی ترسم . دارم دوباره به خودم اعتماد می کنم .
کیلوهایی که تو بارداری دوم به سرعت اضافه شدند دارند به آرومی محو می شن . اوایل شاکی بودم . اما الان خوشحالم . چون تو این سیر چیزی رو دارم به خودم تمرین می دم که هیچ چیز دیگه به جز این کیلو ها و تصویر من تو آینه نمی تونست به من بده .
سه شنبه - امروز صبح واقعا دوباره شگفت زده شدم . فکر می کردم با این سیر شام خوردن دست کم وزن دیروز باشم اما انگار داره یه اتفا ق هایی تو بدنم می افته . شب هایی که صبحش وزنم کمترمعمولا تا حدی گرسنه هستم . البته شام دیشب ساعت ۸ شب بود و ساعت خوابم یک ، دو شب . شاید همین فاصله و درعین حال سبک بودنش دلیلشه .
پنج شنبه - امروز دویست گرم بیشتر بودم . نمی دونم چرا . شاید به خاطرپ.د. شاید هم به خاطر بد غذا خوردن دیشب.اشتباه دیشبم این بود که اینقدر درگیر کارها بودم که وقت شام اصلا میلی به شام نداشتم و نخوردم یعنی فکر کردم که خب گرسنه نیستم و فقط یک ل شیر می خورم . بعد یه هو شد ساعت ۱۲ و من درحال سرگیجه و ضعف از کار زیاد و گرسنگی که خودم اصلا تا اون لحظه احساسش نکرده بودم ، افتان و خیزان رفتم یک کف دست نون و ژامبون برداشتم و خوردم و یک کم بهتر شدم . بعدش چون همچنان اثرات سرگیجه ادامه داشت دو نقل هم خوردم . امروز که فکر میکنم اصلا روزی مثل دیروز رو تایید نمی کنم . بهتره وعده های غذایی ام رو طبق برنامه بخورم .
این روزا کارام خیلی زیاده . اما خب دیگه زندگیه . یک روزهایی خلوته و یک روزهایی بی نهایت شلوغ . می گذره .
*
وقتی کارها زیاد می شه معمولا یک ورش ضربه می بینه من هم انگارزورم رسیده به این مکمل ها و آب خوردن . یعنی گاهی هم که یادم میاد شدیدا سختم میاد که برم قرصم رو بخورم ...درستش می کنم .
ارزیابی : میزان کاهش وزن : یک کیلو
رو مکمل ها و آب بیشترباید کار کنم یعنی ازشون نزنم .
مدتی قبل یک کتاب خریدم درارتباط با روانشناسی چاقی به اسم " وقتی برای خوردن به سراغ یخچال می روید یک صندلی برای نشستن بردارید ! " از جنین راس برگردان فرنگیس میرهادی
قسمت هایی ازکتاب رو درادامه ی مطلب می نویسم .
|
وزن روز |
شنبه - |
یکشنبه ۷۳.۴۰۰ |
دوشنبه ۷۳ |
سه شنبه ۷۲.۶۰۰ |
چهارشنبه ۷۲.۳۰۰ |
پنج شنبه ۷۲.۳۰۰ |
جمعه ۷۲.۳۰۰ |
| ناشتا | - | یک ل آب | یک ل آب | نصف ل آب | - | - | یک و نیم ل آب |
| صبحانه | دوکف دست سنگگ - یک سوم قوطی کبریت پنیر- یک ل چای - یک خرما - یک گردو | ۵۰ گرم نان جو -کمی پنیر یک خرما یک ل چای | ۶۰گرم نان پنیر خیارگوجه کمی سبزی خوردن یک خرما دو گردو یک ل چای | ۶۰گرم نان پنیر خیارگوجه کمی سبزی خوردن یک خرما یک گردو یک ل چای | ۶۰ گرم نان سنگگ کمی پنیر یک گردو یک و نیم خرما یک ل چای نصف ق چ عسل | یک کف دست نان سنگگ یک خرما یک ل چای | دو کف دست سنگک یک تخم مرغ آب پز- یک خرما یک ل چای |
| م | یک ل چای یک قند کوچک - یک چهارم سیب | یک سیب گلاب کوچک | - | دو هویج - یک لیوان شیر کم چرب با کمی نسکافه -یک زردآلو | یک سیب کوچک - یک هلو | یک ل شیر قهوه بدون شکر | - |
| ناهار | ۱۳ ق برنج + کمی گوشت و لپه - کمی سبزی خوردن -یک سیب گلاب کوچک | ۱۳ق عدس پلو- یک پیاله کوچک سوپ مرغ رقیق (به جای سالاد) کمی سبزی خوردن -یک گیلاس یخی | یک بشقاب برنج یک کباب کوبیده ی بزرگ سالاد بدون سس یک ل نوشابه | ۱۰ ق عدس پلو - یک پیاله متوسط سوپ -سبزی خوردن - دوتا گیلاس یخی بعدازغذا | ۱۰ ق برنج صدگرم گوشت مرغ سبزی خوردن یک ونیم ل دوغ خانگی | دو ل ماکارونی یک پیاله ماست خیار | ۱۰ ق عدس پلو صد و پنجا ه گرم ماهی کمی ترشی یک و نیم ل دوغ خانگی |
| م | ۷ گرم بیسکوئیت جو -یک ل چای - ۶ گیلاس نصف موز | ۷ گرم بیسکوئیت جو یک ل چای یک کف دست نان لواش | یک نون خامه ای کوچک که خامه اش رو خالی کردم یک ل چای - یک هلو دوزردآلو نصف موز | ۱۰ گرم بیسکوئیت جو یک ل چای یک خرما - یک خیار | یک ل چای یک قند کوچک -نصف موز | یک برش کوچک کیک خانگی | یک برش نازک کیک خانگی یک ل چای |
| شام | دو پیاله متوسط سوپ مرغ و رشته بدون روغن نسبتا رقیق - ۴۰ گرم نان کمی سبزی خوردن | یک پیاله متوسط آش رشته - ۴ کف دست نان لواش - سه ق املت بدون روغن -سبزی خوردن | یک ل شیر ۷گرم بیسکوئیت جو | مهمانی بودیم . دو ق مایه گوشت چرخ شده و سیب زمینی آب پز که به من گفتند فقط برای پیازش از روغن استفاده کردند ویک ورق مستطیلی نون لواش از این هایی که بسته بندی اند - یک کاسه ی بزرگ ماست خیار |
هشت ق برنج پنجاه گرم گوشت مرغ
|
یک تخم مرغ آب پز یک کف دست نان کمی ترشی | چهارق خوراک کدو بادمجان گوجه کلا با یک ق روغن زیتون درست شده بود - دو ق سیب زمینی آب پزرنده شده با کمی خیارشور - یک کف دست نان کمی ترشی یک ل دوغ |
| بعدازشام | ۵ گیلاس - شیر | ۱۰ گرم شکلات - ۷ گرم بیسکوئیت جو | - | یک هویج یک گیلاس یخی یک ل شیر - یک ل چای پنج شش کشمش | یک ل شیر ۱۰ گرم شکلات - یک سیب | یک ل شیر | - |
| مکمل ها | آهن - پری ناتال - کلسیم | ویتامین ای - آهن -پری ناتال | پری ناتال - آهن | پری ناتال - آهن - | - | پری ناتال - اهن | کلسیم آهن پری ناتال |
| آب | ۸+یک ل شیر | ۶ | ۶+ یک ل شیر | یادم نیست | نمی دونم | احتمالا ۶+دو ل شیر | ۶ |
| ورزش | نیم ساعت پیاده روی | - | ۲۰ دقیقه پیاده روی - با این هوای آلوده بیشتراز این جرات نمی کنم | - | ۲۰ دقیقه پیاده روی | ۲۰ دقیقه پیاده روی | - |
| خوشحالم به خاطر: | پیاده روی خانوادگی - رو برنامه بودن -قراربا آرام | آخرشب دربرابریک ل شیرکاکائو آماده مقاومت کردم - از ساعت ۹ تا یک شب دو ل دیگه هم آب خوردم | شام دلم چلو کباب می خواست غذاهای تو یخچال هم چشمک می زدند اما مقاوت کردم . | واقعا در مهمانی شاهکارکردم . کاملا مسلط بودم کلی چیپس و پفک و شکلات و بستنی جلو چشمم بود شام هم هوس انگیز بود. | شام سبک خوردم با اینکه خیلی دلم می خواست دوباره ماکارونی بخورم | ||
| توضیحات | - | آش رشته آش پشت پا بود و خیلی هوس انگیز بود حواسم بود یک پیاله متوسط برای خودم جداکردم - او ن چیزای بعدازشام رو واقعا نباید می خوردم استرس داشتم و عصبی بودم می خواستم خودم رو آروم کنم - آب هم کم خوردم -کلا امروز روز شلوغی بود تمرکز نداشتم .ورزش هم نشد برم پیاده روی | امروز ناهار مهمانی بودیم غذاهای رنگارنگ - شیرینی های جورواجور و کلاهمه چیز غیررژیمی بود . با این همه راضی ام | نصف شب خیلی گرسنه بود م یک هلو +دو کف دست لواش و کمی پنیر و یک خرما | امروزعصر نوبت دندونپزشکی داشتم البته فقط تشخیص بود و باید جلسه ی بعد درمان رو شروع کنیم . وقتی برگشتم بی نهایت گرسنه بودم شام خیلی سخت نگرفتم . |
شنبه - من از امروز دوباره می نویسم .
*
دو تجربه ی این روزها :
من اصولا کم آب می خورم این مسئله به خصوص د راین مقطع مادری و شیر دادن اهمیت خاص داره . مدتی است که یک تکه میوه به خصوص میوه ی ترش تو یک لیوان آب خنک می ندازم و می ذارم بمونه تا طعمش تو آب بره . اینطوری بهتر آب می خورم .
دیگه این که گیلاس شیرین و گاهی توت فرنگی یا هر میوه ی دیگه ای رو میذ ارم تو فریز و یه وقت هایی درروزکه دلم یه چیز خنک یخی بخواد به جای شربت و یخمک و بستنی و این جور چیزها ، می خورم .خیلی هم خوشمزه می شه .
دوشنبه - عجب ! اول صبح عدد تراوز شارژمان کرد !
سه شنبه - خدایا ! یعنی درسته ؟ ذوق زده می شم کار دست خودم می دما ! احتمالا این کاهش وزن همش از برکات شیر دادنه !
*
خب . یک کم جدی بشیم . راستش شاید هنوز زود باشه و حتما حالا حالا ها باید تمرین کنم تا نو ع برخوردم و نگاهم رو نسبت به غذا و خودم عوض کنم . اینکه مهربان تر با خودم باشم و اینکه کلا شخصیت دریمر خودم رو به یک شخصیت واقع بین تبدیل کنم . البته اگه این هم خودش یک دریم نباشه
آها . قراربود جدی باشم . خب کمال گرایی چیزی نیست که یک روز به وجود بیاد و پشت اش اضطراب ها و استرس هایی است که ریشه شون شاید به سن مون هم برسه . خب از تله ی کمال گرایی هم دراومدن یک روزه میسر نمی شه .
این بدخوری ها هم دست کم تو من یک بخشش عادات بد غذایی بود و بخش بیشترش وسیله ای برای فراموش کردن ، برای آرام کردن خودم دررفتن از احساسات بدم . چون لذت اون لحظه موقتا اون قدرآرومم می کرد که نه به گذشته فکر کنم و نه به آینده . تو سال های گذشته هم رژیم ها ی غذایی فقط کارو خراب کردند . البته قبل از بارداری به ۶۳ رسیدم . اما درطول بارداری کلی اضافه وزن پیداکردم که الان سیزده کیلوش دوباره رفته . فکر میکنم فقط همین تمرین های روزانه است که می تونه دردرازمدت کمکم کنه . تمرین های مهربانی با خودم ، شناخت احساساتم ، حذف محدودیت و داشتن کنترل رو خودم با شگرد های مختلف با آگاهی به این که درواقع محدودیتی درکار نیست این منم که به خاطر رسیدن به هدفی، برنامه ای چیدم و انتخاب میکنم و اگه واقعا دلم چیزی خواست خب می خورم اما بعدش دوباره می رم رو برنامه . تمرین برای اینکه از خودم نترسم و فکر نکنم اگه یک جا به دلم گوش کردم اون اژدهای تو معده ام دهنش رو باز می کنه و همه چی برای همیشه از دست میره . به نظرم تمام حمله هامون به غذا ، تمام حرصمون به یک سری مواد ، تمام احساس بدمون از بی کفایتی ، از بی ارادگی ، به خاطر تخطی از برنامه ها نیست ، به خاطرتصویر ی است که از خودمون ساختیم .یک غول شکموی بی شاخ و دم که باید همیشه د رقید و بند باشه درغیر اینصورت قابل مهار نیست . یه نگاه به کلماتی که استفاده می کنیم وقتی وعده ای رو زیادتر می خوریم یا هوس چیزی رو می کنیم و ازش می خوریم یا می ریم مهمانی و از چیزی می خوریم می تونه نشون دهنده ی این احساسات بد باشه . دست کم اگه انتخاب می کنیم که بخوریم یا نخوریم به انتخابمون آگاه باشیم .اگه قراره از چیزی بخوریم با لذت بخوریم و بدون عذاب وجدان و به خودمون نسبت های بد ندیم و حس کنیم که مثل هرآدم دیگه ای حق داریم لذت ببریم و اگه هم نخواستیم بخوریم بازهم بدونیم که این ماییم که انتخاب کردیم به خاطر هدفی که درسرداریم ازش نخوریم . و بازحس حبس و ناراحتی نداشته باشیم .مثل وقت هایی که قید یک غذای خوشمزه رو دریک مهمانی می زنیم اما بعد که می رسیم به خونه خودمون رو با شکلات خفه می کنیم . البته این یک مثال بود . امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم .
می دونم که با تز خیلی هاتون فرق می کنه . به کسی هم نمی گم که برنامه هاش رو زیر سوال ببره .
کتابی که تو پست بعدی نکاتی ازش رو نوشتم هم تاثیر زیادی تو من گذاشت . پیشنهاد می کنم بخرید و بخونیدش .
پنج شنبه - فکر میکردم چون دیشب بیشتراز روزهای معمول خوردم وزن امروزم بیشتر باشه اما همو ن وزن دیروزه .خداروشکر .
جمعه -ارزیابی :
یک هفته ی کاملا عادی رو گذروندم . فکر نکردم تو رژیم هستم . اگر دلم چیزی خواست خوردم اما به اندازه یا وعده ی بعدیش جبران کردم . میزان کاهش وزن هفته : یک کیلو و صدگرم که راضی ام . رمز این کاهش شام های سبک بود . شام زود یعنی حداکثر هشت شب و سبک . وقت هایی هم بود که ساعت به نه شب هم کشید من اما من تقریبا هیچ شبی زودتراز دو شب نخوابیدم یعنی فاصله ی بین شام و زمان خوابم زیاد بود .
نکته هایی که باید بهش توجه داشته باشم : ۱- مکمل هام رو بخورم
۲- میزان آب رو بیشترکنم
۳-نیازی به کم خوری نیست . همون الگوی برنامه ی دکترم ، ایده آله برام .هرچند وسوسه می شم که کمترش کنم اما با توجه به این دوران که بچه شیر می خوره هم خودم ضعف میکنم و هم تاثیر روشیرم خواهد گذاشت . پس عجله ای درکار نیست .یادم باشه هدف تمرین برای همیشگی شدن یک شیوه ی زندگی است . یک روزو دو روز نیست که جورخاصی بخوام بهش نگاه کنم .
۴- دست کم ۵ روز هفته روزی نیم ساعت پیاده روی داشته باشم .